شیبا

 
نویسنده : ناهید - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٢
 
نگاهت بر من افتاد و باور كردم.
خواهان كسي بودم تا باورش كنم ،
خود و روياهايت را با من تقسيم كردي
و باورت كردم.
اما
ان چه كه به راستي نيازمندش بودم ،
باور كردن خود بود.
مرا به دنياي درونت بردي
و با اكسير عشق ياريم كردي
و به بركت توست
نيازمند چيزي بودم كه باورش كنم،
كه زنده ام،لمس مي كنم و باور دارم،
كسي ،چيزي يا خود را ...
آري تنها به خاطر وجود توست.

 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ناهید - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٢
 

 فصل حقیقی عشق لحظه ای است که

در یابیم که تنها ماییم که عاشقیم

و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است

و هیچکس دیگر چون ما عاشق نخواهد بود


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ناهید - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٢
 
   عشق یعنی قصه رسوا شدن
در میان کوچه ها گم شدن پیدا شدن
عشق یعنی ناگهان برنا شدن
آواره یک نگاه او شدن
عشق یعنی درپس آن پنجره
همچو باران بر درو بر کوفتن
 تا که شاید سنگدل عشق ترا در کنارپنجره حاشا کند

 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ناهید - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٢
 

عشق رنج را سالها بر می تابد و باز مهربان است؛

عشق رشک نمی برد؛

عشق فخر نمی فروشد؛

اهل تظاهر نیست؛

از خشونت بیزار است

سود خود نمی جوید

تحریک نمی کند بد خواه نیست؛

نه از پلشتی

که از حقیقت شاد می شود؛

همه چیز را تحمل می کند همه چیز را باور دارد

به همه چیز امیدوار است و همه چیز را به جان می خرد

عشق شکست ناپذیر است


 
comment نظرات ()